هنر قلمکاری

اصفهان مهد قلمکاری ، قلمکاری هنر ایجاد نقش بر روی پارچه است و کهن ترین قالب های نقش زدن روی پارچه که در ایران شناخته شده اند، سه قالب تراشیده از سنگ هستند. این قالب ها به همراه آثار سفالی سده های چهارم و پنجم هجری در حفاری های نیشابور کشف شده اند.

یکی از دلایل شکل گیری قلمکاری در ایران را موقعیت جغرافیایی آن می دانند. این سرزمین از یک سو به آسیای میانه و از سوی دیگر به دریای سیاه و مدیترانه دسترسی دارد و تبادلات و ارتباطات شرق و غرب از طریق آن امکان پذیر است.

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که قلمکار و قلمکارسازی از دوره ایلخانی در ایران مرسوم بود چرا که با ورود کالاهای چینی به ایران به ویژه در زمان مغول تقاضا برای کالاهای منقوش به سبک چینی در ایران افزایش یافت. نساجان و نقاشان ایرانی به تقلید از این طرح ها روی آوردند و به این ترتیب پارچه قملکار که تا آن زمان به صورت محدود وجود داشت شکل منسجم تری به خود گرفت و با همکاری هنرمند و صنعتگر ایرانی تکامل و توسعه یافت.

حمایت و پیشتیبانی خانان مغول باعث شد که پارچه‌های منقوش چینی در بازارهای ایران فروش خوبی پیدا کنند. ایرانی ها برای رقابت با چینی ها و جلب‌ نظر مغولان، نقاشی روی پارچه با قلم یا به اصطلاح قلمکار نقاشی و سپس چاپ قلمکار با قالب و مهر را ابداع کردند.

چرا اصفهان را مهد قلمکاری می نامند ، اصفهان مهد قلمکاری

شروع قلمکاری در اصفهان

احتمالا این سوال در ذهن شما هم شکل گرفته که چرا از میان تمام مناطق ایران، این هنر در اصفهان توسعه پیدا کرده است. شاید بسیاری این امر را نتیجه شانس یا تصادف بدانند؛ اما عوامل و شرایط طبیعی و انسانی تاثیر بسزایی در این امر داشته اند.

اصفهان مهد قلمکاری ، حمایت دولت ها و فراوانی نیروی انسانی از یک سو و عامل طبیعی چون جریان دایمی زاینده رود از سوی دیگر نقشی اساسی را در ترویج این هنر ایفا کرده اند. قلمکار، محصولی است که تولید آن در دو محل کاملا مجزا و دور از هم صورت می گیرد.

یکی از عملیات مهم آن گازری یا شستن پارچه است و به همین دلیل وجود زاینده رود فرصت خوبی برای هنرمندان بوده است. بنابراین کار قلمکار در دو مکان جغرافیایی مشخص و مجزا شامل کنار زاینده رود و کارگاه های واقع در بازار قیصریه انجام می گرفت.

از بین بردن آهار و مواد زاید در مرحله گازری صورت می گرفت. خبره های این کار پارچه را به مدت ۵ روز در زاینده رود قرار می دادند و سپس آن را در ظرف های سفالی نسبتا بزرگی به نام تغار می ریختند. داخل تغار پوست انار وجود داشت که باعث می شد پارچه زمینه قهوه ای روشن پیدا کند.

پس از این کار پارچه را روی شن های ساحل زاینده رود پهن می کنند تا تابش آفتاب رنگ زمینه پارچه را کم رنگ تر و ثابت تر کند.

گل زنی و چیت گری مرحله بعدی بود که در کارگاه های قلمکار واقع در بازار قیصریه و سراهای اطراف آن صورت می گرفت و استادان به زدن نقش بر روی پارچه مشغول می شدند. بعد از نقش زدن پارچه را به رودخانه می بردند و به مدت ۲ تا ۳ ساعت در آب روان می شستند تا رنگ های اضافی از آن خارج شود.